صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
119
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
بورىبرس از هرات بيامد تا با وى رودررو شود ، و بر در مرو با هم روياروى شدند . بورى برس شكست خورد و اسير شد و او را به نزديك برادرش ملك ارسلان ارغون بردند ، كه او را به ترمذ در بند ، و پس از چندى خفه كرد . « 1 » وزيرش ، عماد الملك بن نظام الملك ، را هم بگرفت و سيصدهزار دينار از او بستد و پس از چندى به قتلش آورد . ملك ارسلان ارغون بر مردمان ستم مىكرد ؛ باروى مرو و دژ سرخس و كهندژ نيشابور ، و نيز جمله دژهاى خراسان را ويران كرد . وفاتش اين گونه پيش آمد كه به روز سهشنبه ، هفدهم صفر سال چهارصد و نود برخاست تا وضو سازد . غلام بچهاى با او بود زورگوى و سركش ، و چو ارسلان ارغون چانهاش به دست ماليد ، كارد بركشيد و شكمش دريد و از قصر ، از قصر مرو شاهجان ، به زير آمد و رفت . اما رنگ پريدهاش به كردهاش راه نمود و نوبتيان او را بگرفتند و به قصر برآمدند و ملك ارسلان ارغون را مرده يافتند « 2 » - كه قضا و قدر خداوندى را بازگشتى نيست . چون غلام را بگرفتند و بپرسيدند كه از چه او را كشتى ، پاسخ داد : « تا مردمان از ستمش برهانم » . قتل ملك به سال چهارصد و نود و مدت زندگانيش بيست و شش سال بود . به ديگر كران ، سلطان بركيارق چو چيرگى عمش بر خراسان شنيد ، برادر خود سلطان سنجر را بدانجا برگمارد و لشكرى از بهرش آراست ، و سلطان سنجر هم بدانسو رخت كشيد . سلطان بركيارق نيز پس از آگهى از قتل عمّش رو به راه خراسان نهاد . از سوى ديگر ، سلطان سنجر چو به دامغان رسيد ، خبر شد كه سپاهيان عمش - كه پنجهزار سوارند « 3 » - از پس او پسركى در جايش نهاده و چون آمدن سلطان سنجر ، و از پى وى سلطان بركيارق ، دانستهاند ، اين كودك هفت ساله را برداشته ، پس از تاراج گنجينههاى پدرش به نزديك عموزادهاش سلطان بركيارق رفته و از او اقطاع آن كودك خواستهاند . سلطان هم نواحى همدان را به اقطاع به دو ، و ولايت خراسان را به برادرش وانهاده است . در همين سفر بود كه سلطان بركيارق سمرقند را گرفت و آن چيزها كه پيشتر گفتيم ، ورا پيش آمد .
--> ( 1 ) . اين در سال 488 ه رخ داد . نك . به : ابن اثير 10 / 91 . ( 2 ) . درخصوص شرح اين رويدادها ، نك . به : ابن اثير 10 / 91 - 90 و بندارى 47 و 75 و 257 - 256 . مرو شاهجان ( در اين نسخهء خطى ، سادكان ) : « اين مرو بزرگ در ميان شهرها و قصبههاى خراسان از همه نامدارتر است . با نيشابور هفتاد فرسنگ فاصله دارد و با سرخس سى فرسنگ و با بلخ صد و بيست و دو فرسنگ » . ياقوت 5 / 113 - 112 . مرو به معناى سنگ سپيد است و شاهجان به معناى جان سلطان . ( 3 ) . در زبدة النصره : پانزدههزار سوار - م ا .